خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم

درس 5: مشروطه در دورۀ محمدعلی شاه

بازدید58/3 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/21

محمّدعلی شاه

بعد از مظفرالدین شاه، ولیعهد او، محمّدعلی میرزا، با عنوان محمّدعلی شاه، به سلطنت رسید. محمّدعلی شاه، یکی از شاهان خودکامهٔ دورهٔ قاجار بود که نمی‌خواست در برابر قانون اساسی و مجلس شورای ملّی تمکین کند. او در 28 دی 1285 جشن تاج‌گذاری برپا کرد و از اشراف و نمایندگان دولت‌های خارجی برای شرکت در این مراسم دعوت به‌عمل آورد، امّا نمایندگان مجلس شورای ملّی را دعوت نکرد. این، اوّلین بی‌اعتنایی محمّدعلی شاه به مجلس بود. او ملّت را بنده و بردهٔ خود می‌پنداشت و نمایندگان مجلس را برای دخالت در امور کشور و مشورت در سیاست، لایق نمی‌دانست.

محمدعلی شاه قاجار

پس از این ماجرا، کشمکش محمّدعلی شاه با مجلس آغاز شد که سرانجام وی مجلس را به توپ بست. امّا این، تنها مشکل نظام تازه تولد یافتهٔ مشروطه نبود. بلکه این نظام، دشواری‌هایی اساسی‌تر پیش‌رو داشت، که به شرح آنها می‌پردازیم:

تدوین متمّم قانون اساسی و شدّت گرفتن اختلاف‌ها

قانونی که در زمان مظفرالدین شاه به نام «قانون اساسی» تنظیم شد، دارای ضعف‌های زیادی بود. این قانون در پنجاه و یک اصل تنظیم شده بود و در حقیقت نظام نامه‌ای بود که ادارهٔ امور مجلس و حدود آن را روشن می‌ساخت. در این قانون، از حقوق و تکالیف دولت نسبت به ملت و بالعکس سخن به میان نیامده بود. بنابراین، لازم بود متمّمی بر آن نوشته و تکمیل می‌شد. به همین سبب، کمیسیونی متشکل از شش تن از نمایندگان، برای تدوین «متمّم قانون اساسی» تشکیل شد.

با تلاش‌های پیگیر و مجاهدت‌های فراوان آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری اصل دوم متمّم قانون اساسی تصویب شد که مورد تأیید علمای ایران و مراجع بزرگ نجف قرار گرفت. بنابراین اصل، در هر دوره از مجلس، هیئتی پنج نفره از مجتهدان و فقیهان اسلام که با اقتضاهای زمان آشنا بودند، به‌عنوان عضو، در مجلس شورای ملّی شرکت می‌کردند، تا بر قانون‌هایی که تدوین و تصویب می‌شد، نظارت کنند که خلاف قواعد اسلامی و دستورهای شرع نباشد. در هیچ یک از دوره‌های مجلس شورای ملی به این اصل عمل نشد.

فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 55 کتاب درسی)

 

به نظر شما چرا شیخ فضل‌الله نوری به اجرای این اصل اصرار داشت؟

در فاصله‌ای که متمّم قانون اساسی تدوین می‌شد، اختلاف درونی مشروطه‌خواهان از یک سو و مخالفت محمدعلی شاه با نظام مشروطه از سوی دیگر، اوضاع را آشفته و پریشان ساخته بود. تا آنکه سرانجام شیخ فضل‌الله نوری به‌دلیل اعمال نفوذ غرب‌گرایان در نهضت مشروطه و انحراف آن از مسیر اسلامی و ملّی اوّلیّه از صف طرفداران مشروطه جدا شد. او معتقد بود که باید «مشروطهٔ مشروعه» ایجاد شود.

خودداری محمّدعلی شاه از امضای متمّم قانون اساسی

بی‌اعتنایی بعدی محمدعلی شاه نسبت به نظام مشروطه در هنگام امضای متمم قانون اساسی مشروطه، رخ داد. هنگامی که متمّم قانون اساسی تقدیم او شد، از امضای آن خودداری کرد. این برخورد، مردم را به هیجان آورد؛ بازارها بسته شد، و چندین هزار نفر به سوی مجلس هجوم آوردند. مردم شهرهای دیگر همچون تبریز، اصفهان، شیراز، رشت و کرمان نیز با مردم تهران هم‌صدا شدند. مراجع تقلید، از نجف اشرف، طی تلگراف‌هایی، به نصیحت شاه پرداختند. در چنین شرایطی، شاه، در شهریور سال 1286، به ناچار، متمّم قانون اساسی را امضا کرد.

اهداف انگلستان و روسیه برای مداخله در نهضت مردم

روس و انگلیس در مواجهه با نهضت مشروطه، با توجه به منافع استعماری خود، با همدیگر تضاد داشتند. روسیه به چند دلیل با نهضت مشروطهٔ ایران مخالفت می‌کرد:

1- جلوگیری از نفوذ انگلیس که در لباس مشروطه‌خواهی، از مشروطه طلبان حمایت می‌کرد.
2- کمک به محمّدعلی شاه که طرفدار روس بود.
3- پیشگیری از قیام ملّت‌های منطقهٔ قفقاز برای گرفتن آزادی، تحت تأثیر پیروزی مشروطه‌خواهان در ایران

انگلیس هم برای حمایت از مشروطه، دلایلی داشت:

1- افزایش اعتبار خود در ایران، برای دستیابی به موقعیتی بهتر یا برابر با روسیه؛
2- به قدرت رساندن مهره‌های انگلیسی در دستگاه حاکم و مجلس؛
کمک‌های بی‌دریغ انگلیس به بست‌نشینان در سفارت این کشور در تهران، و تحت حمایت قرار دادن نزدیک به چهارده هزار نفر در سفارت، به همین دلیل صورت گرفت؛
3- محافظت از مرزهای هندوستان و سایر مستعمرات انگلستان در منطقه.

قرارداد 1907 روس و انگلیس

با وجود رقابت‌های شدیدی که میان روس و انگلیس در ایران وجود داشت، موضوع جدیدی آن‌ها را وادار به رفع اختلاف‌ها و توافق در مورد ایران کرد. این موضوع جدید حضور آلمان به عنوان یک قدرت جدید در صحنه سیاست جهان بود. با در خطر قرار گرفتن مستعمره‌های روس و انگلیس در جاهای دیگر دنیا، توسط استعمارگر جدید یعنی آلمان، آن‌ها اختلاف‌ها را کنار گذاشتند و به‌موجب قرارداد 1907، ایران را بین خود تقسیم کردند. بر اساس این قرارداد روس و انگلیس، با پادرمیانی فرانسه که از قدرت روزافزون آلمان بیمناک بود، ایران را به سه منطقه تقسیم کردند: منطقهٔ شمال، از خط فرضی بین قصر شیرین، اصفهان، یزد، خواف و مرز افغانستان، حوزهٔ نفوذ روسیه شناخته شد. منطقهٔ جنوب، از خط‌فرضی بین بندرعباس، کرمان، بیرجند، زابل و سرحدهای افغانستان که دارای ارزش حیاتی برای دفاع از هند بود، قلمرو نفوذ انگلستان مقرّر گردید. قسمت سوم که شامل کویرها و بیابان‌های بی‌آب و علف بود، منطقهٔ بی‌طرف و متعلق به ایران شناخته شد. منظور از این کار هم آن بود که دو دولت تا حدودی از یکدیگر فاصله بگیرند و از برخوردهای احتمالی بین آنها، جلوگیری شود.

نقشهٔ تقسیم ایران براساس قرار داد 1907

اقدام انقلابی مردم و مجلس

پس از این که قرارداد 1907 امضا شد، سفیران روس و انگلیس، رسماً دولت ایران را از آن قرار داد با خبر کردند. به محض اطلاع مردم، هیجان عمومی علیه این دولت‌ها شکل گرفت و نمایندگان مجلس، به اتفاق آرا، قرارداد را رد کردند. مجلس، قبل از آن نیز دریافت وام از دولت‌های خارجی را رد و برای حلّ این مشکل، به تأسیس «بانک ملی» اقدام کرده بود. به‌علاوه، نوز بلژیکی را که پست مهمّ مالی ایران در دست او بود، اخراج کرده بود. این اقدام‌های انقلابی، برای دولت‌های استعمارگر، زنگ خطر بود؛ زیرا در جهت خلاف هدف‌های استعماری آنان جریان داشت. به همین دلیل، برای سرکوب مجلس، به توافق رسیدند و هنگامی که محمّدعلی شاه ساختمان مجلس را به توپ بست، روسیه از آن حمایت کرد و انگلیس نیز با سکوت خود، به آن رضایت داد.

به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر

کشمکش بین محمّدعلی شاه و مجلس، پس از امضای متمّم قانون اساسی همچنان ادامه یافت. محمدعلی شاه برای مبارزه با مشروطه‌خواهان، میرزا علی اصغرخان امین‌السلطان را که از مخالفان جدّی مشروطه بود و در اروپا به سر می‌برد، به کشور دعوت کرد، تا ریاست دولت را به او بسپارد و به کمک وی، دوباره نظام استبدادی را حاکم سازد. امین‌السلطان، با تدبیرهای امنیتی و حمایت روس‌ها، وارد ایران و به‌عنوان نخست‌وزیر منصوب شد.

او که در دورهٔ نخست‌وزیری خود، سیاستی دوگانه در پیش گرفته بود، سرانجام توسّط یکی از طرفداران مشروطه ترور شد. چندی بعد محمّدعلی شاه در یکی از خیابان‌های تهران مورد سوءقصد قرار گرفت، ولی آسیبی ندید. شاه، این اقدام را به مشروطه‌خواهان نسبت داد و به همین بهانه، تصمیم گرفت مجلس را برای همیشه تعطیل کند. بنابراین، درتیر 1287 ، یعنی دو سال پس از استقرار مشروطه، محمدعلی شاه با تشویق سفارت روسیه دستور حمله به مجلس شورای ملّی را صادر کرد. لیاخوف روسی فرماندهٔ نیروهای قزاق به فرمان محمّدعلی شاه با نیروهای خود به مجلس حمله کرد و بخشی از ساختمان مجلس را با گلوله‌های توپ تخریب کرد. به دنبال آن، تمام خانه‌های مشروطه‌خواهان غارت شد و مأموران به دستگیری آنان پرداختند. آیت‌الله سیّدمحمّد طباطبایی و سیّدعبدالله بهبهانی، توسّط قزاق‌ها دستگیر، شکنجه و تبعید شدند. به دستور شاه، میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل، ملک‌المتکلّمین و سیّد جمال‌الدین واعظ اعدام شدند. بعضی از نمایندگان نیز که مورد تعقیب قرار گرفته بودند (از جمله تقی‌زاده)، به سفارت انگلیس پناه بردند. بدین‌گونه، دوباره، برای مدّتی، استبداد حاکم شد. این دوره که یک سال به طول انجامید بار دیگر استبداد به جای مشروطیت حاکم شد. از این‌رو آن را دورهٔ استبداد صغیر نامیده‌اند.

ساختمان مجلس شورای ملّی پس از به توپ بستن توسط لیاخوف در ایام مشروطیت

مقاومت مردم

پس از به توپ بستن مجلس، جمعی از غرب‌گرایان که داعیهٔ مشروطه‌خواهی و وطن‌دوستی داشتند، از هر طریق ممکن، خود را به اروپا رساندند و در شهرهای پاریس، لندن، استانبول و کشور سوئیس، محفل‌هایی سیاسی به راه انداختند، امّا مردم و علما، در داخل کشور به مقاومت پرداختند. مقاومت اصلی از تبریز آغاز شد و دو تن از مجاهدان نام‌آور آن خطّه به نام‌های ستارخان و باقرخان، بیش از نُه ماه در برابر دشمنان مشروطه مقاومت کردند. آنچه آنان را در هدف‌هایشان پابرجا نگاه می‌داشت، حمایت مراجع تقلید مقیم نجف از مشروطه بود. آیت‌الله محمّدکاظم خراسانی، آیت‌الله سیّدعبدالله مازندرانی و آیت‌الله حاج میرزاحسین فرزند میرزا خلیل تهرانی، از مشروطه‌خواهان در برابر حکومت استبدادی محمدعلی شاه حمایت می‌کردند.

با مقاومت مردم تبریز و ایستادگی رهبران دینی و ملّی، مردم فارس، اصفهان، قزوین، کرمانشاه، گیلان، همدان و برخی دیگر از شهرها، وارد صحنهٔ مبارزه شدند و حکومت استبدادی را سخت در تنگنا گذاشتند. محمّدعلی شاه که در برابر مقاومت مردم تبریز درمانده بود، با فراگیر شدن خیزش، ناتوان‌تر شد. سرانجام نیروهای مردمی هوادار مشروطه از اصفهان و بختیاری و گیلان، راهی تهران شدند. سیاست روس و انگلیس در این زمان، مبتنی بر حفظ محمّدعلی شاه بود. سرانجام در تیر سال 1288 هواداران مشروطه به تهران رسیدند و با پناهنده شدن محمّدعلی شاه به سفارت روسیه، حکومت استبدادی او به پایان رسید. 

پرسش‌های نمونه (صفحه 61 کتاب درسی)

 

1) دو مورد از بی‌اعتنایی‌های محمّدعلی شاه نسبت به نظام مشروطه و نمایندگان مجلس شورای ملی را ذکر کنید.
الف) محمدعلی شاه از نمایندگان مجلس شورای ملی در مراسم تاجگذاری خود دعوت نکرد.
ب) ابتدا از امضای متمم قانون اساسی مشروطه خوداری کرد.

2) اصل دوّم متمّم قانون اساسی دربارهٔ چه موضوعی بود؟
بنابراین اصل، در هر دوره از مجلس، هیئتی پنج نفره از مجتهدان و فقیهان اسلام که با اقتضاهای زمان آشنا بودند، به‌عنوان عضو، در مجلس شورای ملّی شرکت می‌کردند، تا بر قانون‌هایی که تدوین و تصویب می‌شد، نظارت کنند که خلاف قواعد اسلامی و دستورهای شرع نباشد.

3) دولت روسیه به چه دلایلی با انقلاب مشروطه ایران مخالفت می‌کرد؟
الف) جلوگیری از نفوذ انگلیس که در لباس مشروطه‌خواهی از مشروطه‌طلبان حمایت می‌کرد؛
ب) کمک به محمدعلی شاه که طرفدار روس بود؛
پ) پیش‌گیری از قیام ملل منطقه قفقاز برای گرفتن آزادی تحت تاثیر پیروزی مشروطه‌خواهان در ایران.

4) روسیه و انگلستان بر اساس قرارداد 1907 چرا و چگونه ایران را میان خود تقسیم کردند؟
با در خطر قرار گرفتن مستعمره‌های روس و انگلیس در جاهای دیگر دنیا، توسط استعمارگر جدید یعنی آلمان، آنها اختلاف‌ها را کنار گذاشتند و به موجب قرارداد 1907، ایران را بین خود تقسیم کردند: 1- منطقه شمال منطقهٔ نفوذ روسیه شناخته شد 2- منطقه ی جنوب منطقه نفوذ انگلستان 3- منطقه مرکز بی‌طرف و متعلق یه ایران شناخته شد.

5) نمایندگان اوّلین دورهٔ مجلس شورای ملی در قبال سیاست‌های استعماری روس و انگلیس چه تصمیماتی گرفتند؟
الف) به اتفاق آرا قرارداد 1907 را رد کردند؛
ب) نوز بلژیکی را اخراج کردند؛
پ) اقدام به تاسیس بانک ملی کردند.

اندیشه و جست‌وجو (صفحه 61 کتاب درسی)

 

1) دربارهٔ زندگی و مبارزات مشروطه‌خواهی ستارخان و یا باقرخان مطلبی تهیّه کنید.

2) دربارهٔ جریان فتح تهران توسّط مجاهدان هوادار مشروطه، گزارشی تهیّه کنید.

3) دربارهٔ چگونگی و چرایی تأسیس بانک ملی در دوره مشروطه، گزارشی تهیّه کنید.

درس 5: مشروطه در دورۀ محمدعلی شاه